دریای سرد

سلام رهگذر

دریای سرد

سلام رهگذر

مولانا

گفـتم ز کجایـی تـو؟ تســخر زد و گفتا مـن

نیـمیم زتـرکســتان ، نیـمیم ز فـرغــانه

نمیمیم ز آب و گِل ؛ نیمیم ز جــان و دل

نیـمی زلــب دریــا ، نیـمی هـمه دُر دانه

گفتم  که رفیقی کن با من ، که منت خویشم

گفتـا که بـنشناسم ، من خویــش ز بیگانه

من بی سرو دستارم ، در خانه ی خمّارم

یک سینه،سخن دارم  زان شرح دهم یا نه؟



نظرات 2 + ارسال نظر
رضا(یه پسر شیطون) سه‌شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 22:56 http://iloveu.blogsky.com

سلام
عالی بود. ممنون بهم سرزدی.خوشحالم کردی.

سیما چهارشنبه 23 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 02:01 http://stripped.blogsky.com


جالبه از مولانا نوشتی. به من هم سر بزن.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد